در تاریکی جنگ، نخی از نور برای صلح میتابانیم
در جریان حمله دوازدهروزهای که توسط رژیم اسرائیل، با حمایت مستقیم رئیسجمهور آمریکا و برخی دولتهای اروپایی و با بیاعتنایی آشکار جامعه جهانی به تهران صورت گرفت، پدر من، آقای علیاصغر پازوکی—یک شهروند عادی، مردی شریف از بازار تهران—در اثر ترکشهای جنگندهها، در حوالی خیابان اعرابی، منطقه اوین، به شهادت رسید.او نه نظامی بود، نه سیاستمدار، و نه دانشمند هستهای؛ تنها یک پدر، یک انسان صلحدوست، و بخشی از تاروپود اجتماعی بود که بیهیچ دفاعی، قربانی خشونتی بیصدا شد.

در اوج خشم و اندوه از دست دادن پدرم—که تنها یکی از بیش از هزار و دویست شهروند عادیِ جانباخته در این حمله وحشیانه به سرزمینی با ده هزار سال تمدن پارسی بود—هنوز باور دارم که پاسخ به جنگ، خشونت نیست.
من، که سالها در دنیای هنر، فرهنگ و فشن زیستهام، میدانم که خلق یک لباس، فقط دوختن پارچه نیست؛ بلکه ترکیبی است از طرح، رنگ، خلاقیت، تکنیک، صبر و عشق. درست مانند ساختن صلح. همانطور که برای رسیدن به یک لباس فاخر باید تار و پودها هماهنگ شوند، برای رسیدن به جهانی بهتر نیز باید دلها، فرهنگها و زبانها در کنار هم قرار گیرند.
ما در بنیاد خود بر این باوریم که فشن، نه فقط پوشش، بلکه زبان مشترک زیبایی، هویت و آشتی است. ما میخواهیم از مسیر هنر و زیبایی، روایتی تازه از صلح بسازیم—صلحی که در دل بافتها، رنگها و طرحها تنفس میکند و در جامعه تبلور مییابد.
تا زمانی فرا برسد که دیگر انسانهای بیگناه و شهروندان عادی، قربانی بازیهای بیرحمانهی سیاستمداران نشوند.
*حدیث پازوکی مدیرعامل بنیاد*


